persianweblog persianblog
از من ... برای تو

 

نشريه پيام خليج در شماره مهرماه ۱۳۸۳ خود مطلبی دارد که دوست دارم نظر همه دوستانم را در مورد آن بدانم ...

قطعه ای کوتاه از يک پيرمرد ۸۵ ساله در آستانه مرگ
اگر می توانستم يکبار ديگر زندگی کنم آنوقت سعر می کردم اشتباهات بيشتری مرتکب شوم و آنقدرها هم بی عيب و نقص نباشم .
بيشتر استراحت می کردم و نادانتر از اين سفر می کردم . در واقع خيلی چيزها بود که من آنها را بيش از حد جدی گرفتم ٬ بايد ديوانه تر می بودم ٬ اگر يکبار ديگر به دنيا می آمدم شانس خود را بيشتر امتحان می کردم ٬ بيشتر سفر می کردم ٬ قله های بيشتری را فتح می کردم ٬ رودخانه های بيشتری را شنا می کردم ٬ به نقاط تازه تر می رفتم و بستنی های بيشتری می خوردم .
با مشکلات حقيقی رو در رو می شدم و مشکلات خيالی را کنار می گذاشتم . می دانيد ٬ من از آدمهايی بودم که لحظه به لحظه عمرم را محتاط و عاقلانه می زيستم ٬ اگر دوباره به دنيا می آمدم تمام لحظات زندگيم را از آن خود می کردم .
من از آن آدمهايی بودم که هميشه با دماسنج و کيسه آب جوش و بارانی و چترنجات سفر می کردم . اگر دوباره به دنيا می آمدم سبکتر سفر می کردم ٬ اگر زندگی از نوع تکرار می شد در سپيده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پياده روی می رفتم و در پاييز تا دير وقت به خانه برنمی گشتم ٬ چرخ و فلکهای بيشتری سوار می شدم ٬ طلوع خورشيد را بيشتر نگاه می کردم و اوقات بيشتری را با بچه ها می گدراندم .
فقط اگر زندگی تکرار می شد .
اما ميدانيد که نمی شود .

شما چه فکر می کنيد ؟

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۳ - غزل