امروز پسر من دوباره به مدرسه رفت ٬ کلاس دوم ؟!؟!
صبح وقتی داشتم صبحانه اش را آماده ميکردم ٬ آرام وارد آشپزخانه شد و گفت "مامان دلم داره جيک جيک ميکنه ... " به خودم فشردمش و موهای مشکی و قشنگش را بوييدم ....... کی قدش اينقدر بلند شده ؟ انگار همين ديروز بود که چهار دست و پا راه ميرفت و خانه را مثل يک مستبد تپل و کوچولو اشغال کرده بود و وقتی مشغول کار بودم بايد دايم حواسم ميبود که پايم را رويش نگذارم . اما حالا ... فکر ميکنم به زودی قدش از من بلندتر خواهد شد . عروسکها و اسباب بازيهای اتاقش جای خودشان را به کامپيوتر و ماکت ماشين و موتور و خنزر پنزرهای ديگر پسرانه خواهد داد و لابد صدای موسيقی جوان پسند (و احتمالا گوشخراش !!) تمام خانه را پر خواهد کرد . ديگر سليقه مرا در انتخاب لباس قبول نخواهد داشت و شايد بدون انکه به زبان بياورد نظر مرا در ساير زمينه ها هم قبول نداشته باشد . در آن موقع قطعا من خواهم ماند و نگرانی راجع به دوستانی که با آنها ارتباط دارد ٬ کتابهايی که می خواند ٬ فيلمهايی که ميبيند و جاهايی که ميرود .......
صدای کودکانه ای مرا از آينده به حال آورد "شما هم روز اول مدرسه دلتان جيک جيک ميکرد ؟" بله عزيز من ! بله ٬ قلب منهم خيلی وقتها به قول تو جيک جيک ميکند ولی مدتهاست که بيشترين دليل جيک جيک آن تو هستی ...

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد(حرف هایی از دل زمان)

سلام :) رسيدن به خير و اميدوارم هميشه در حال ديدن بزرگ شدن بچه (ها) ی گلتون باشيد و فکر کنم اونها حتما به داشتن مادری مثل شما افتخار خواهند کرد.

sima

خوش به حالش که يه همچين مامان دلسوز و روشنی داره....

نازخاتون

گلم. ممنون از اين همه لطف! کلي شرمنده کردي عزيزجان ولي اين طوري هام نيست:)) ديگه اينکه، زندگي همينه، بچه ها به سرعت بزرگ مي شند مثل چشم برهم زدن! براي همين چيزاست که من هنوز هم براي بچه دار شدن مرددم. تا امروز که بنا بر نداشتنه. حالا فردا ببينيم چي ميشه. ولي انصافا" مادر شدن يکي از زيباترين اتفاقات زندگيه، مگه نه؟

كومچولو

سلام وای امسال دل من چه چه می زنه(صدا بلبل)آخه سال آخر مدرسه است اگه کنکور قبول نشم شايدم بيام پيشه شما

Mahbub

سلام ببوسش اما ايندفه از طرف من:)

مهرانا

سلام. به به غزل خانوم . چقدر دلمون واست تنگيده بود . آقا پسر گلت خوبه؟ راستی اميدوارم پسرت يه عاشق سر سخت باليوود بشه شايدم يه سوپر استار باليوود بشه خدا رو چه ديدی؟

میب

خیلی خوشحالم که برگشتی ...........این چند وقته کلی دلتنگ بودیم ..........منم این چند وقته تو کارهای شخصیم گره افتاده ............. طوری که وبلاگ نویسی رو فراموش کردم ......... اصلا دل و دماغ ندارم ..... خلاصه خیلی خوشحالم برگشتی .....برای بچه گلت هم ارزوی خوبی ها رو دارم

فاطمه

سلا م خوب می دونم چی می گی من هم هين حال دارم وقتی به فرشته کوچلو نگاه می کنم که ديگه دار ه بزرگ می شه گاهی اصلا باور م نمی شه او همان بچه ۵۰۰/۲گرمی سه سال پيش انگار نه انگار داره بزگ می شه تا...................

سارا

الهيييييييييييييييييييييييييييييييی.....سفت سفت سفت ببوسش ...بگو خاله گفت (‌قبول )