معرفی فيلم .....Dil se ( سال ۱۹۹۸ )

فيلم Dil se بی ترديد يک فيلم کاملا متفاوت در سينمای هند است . فيلمی با معيارهائي کاملا مغاير با معيارهای رايج فيلمسازی در باليوود..... و شايد به همين دليل بود که اين فيلم هنگام اکران در کشور هند با شکست تجاری سنگينی مواجه شد که البته اين قضيه از ديد من به هيچ وجه از ارزشهای خاص و ويژه اين فيلم نمی کاهد . در سينمای پر نشيب و فراز هند شکست يک فيلم چيز جديدی نيست ولی شکست فيلمی چنين متفاوت ٬ جسارت آميز و درخشان واقعا مايه تاسف است چرا که از ديد من عوامل زيادی وجود دارد که اين فيلم را جذاب می کند . ولی ظاهرا فضای دلگير ٬ پرتنش ٬ سیاسی و دلخراش فيلم تحمل آنرا برای تماشاگران هندی که سينما را بيشتر يک وسيله روياپرداز می دانند ٬ دشوار کرده است . فيلم Dil se فيلمی احساساتی است ولی نه یک اثر عاشقانه محض ٬ پرماجرا و پرکشش است اما صحنه های زدوخورد آن بسيار کمتر از ساير فيلمهای حادثه ای سينمای هند است . وقفه های موسيقی در فيلم بسيار هوشمندانه طراحی شده ولی تعداد آنها کمتر از انتظار تماشاگر است و از همه مهمتر صحنه پردازی و گریم بسیار عادی و بدور از هر گونه اغراق رایج در این سینما .... در واقع فيلم هيچ تلاشی برای جذب تماشاگر عام نمی کند .
فيلم در نيمه اول خود ما را با گوشه هائي از زندگی مردم عادی هند آشنا می کند و مناظر بسيار بديعی را از این سرزمین زیبا و پهناور در پيش چشم ما می گشايد و ما همگام با قهرمان مرد سمج فيلم و به بهانه دنبال کردن آن دختر روستايی مرموز از جنگلهای انبوه ٬ کوههای پوشيده از گياه و سبزه و نيز آن صحرای بزرگ و درخشان ديدن می کنيم . در نيمه دوم اما آرام آرام لحن شاعرانه و عاشقانه فيلم جای خود را به فرياد اعتراض سیاسی بلندی برسر دولت و ارتش هند می سپارد .....
شايد بعضی ها اين فيلم را يک اثر عاشقانه بخوانند ولی در اين داستان ٬ عشق به اهداف سياسی و آرمانهای اجتماعی بسيار مهمتر از عشق بين يک زن و مرد است . اين فيلم آشکارا الگوی جنسيت را در سينمای هند دستخوش طوفان می کند چرا که اینبار اين مرد است که ساده لوحانه از عشق ضربه می بيند در حالی که زن مانند يک میخ آهنی سرسخت است و مشتاق مرگ برای آنچه به آن باور دارد .

امر ( شاهرخ خان ) خبرنگار جوانی است که برای راديوی سراسری هند کار ميکند . او برای ماموريتی کوتاه مدت به يکی از دورافتاده ترين ايالات شمالی هند ( کشمیر ) فرستاده ميشود تا گزارشی از زندگی مردم عادی آن مناطق (که بعضا به زبانی غیر از هندی صحبت می کنند ) تهيه کند . او در راه رفتن یک دختر روستائي اسرارآمیز بنام مگنا ( مانيشا کويرالا ) را در ایستگاه قطار ملاقات میکند که بشدت از گفتگو با وی پرهیز می کند و در نهایت از دست او می گریزد .
و بعد از رسیدن به منطقه مورد نظر و شروع گزارش امر پی می برد که يک حرکت جدائي طلبانه که در راستای جدائي از سيطره هند در این ناحیه بطور غيرقانونی شکل گرفته ٬مرتکب اعمال تروريستی شده است و این مسئله بشدت کنجکاوی او را برمی انگيزد . او مخفيانه رهبر گروه را ملاقات می کند و با او مصاحبه می کند ولی نمی تواند علت نارضايتی ايشان بر علیه دولت را در يابد .
در شهر يکبار ديگر او مگنا را ملاقات ميکند ولی دختر هر گونه آشنائی با او را رد می کند . اما امر که در دام چشمهای خسته و پر از اندوه او افتاده با سماجت يک خبرنگار او را دنبال می کند ٬ حتی بعد از اينکه بشدت از سوی برادران دختر کتک می خورد . مگنا ٬ ولی بارها و بارها به او می فهماند که هيچ دلبستگی به او ندارد و به مرد می گوید که خنده و شور زندگی او را وقتی که هشت سال بيشتر نداشته ترک کرده و ديگر بر نميگردد .... و در نهایت دوباره از دست او می گریزد .
بلاخره امر به پايتخت فراخوانده می شود و با بی ميلی در می يابد که اين عشق جائي برای ماندن ندارد . پس از بازگشت او در می یابد که خانواده اش دختری را برای همسری وی برگزيده اند . عروس آينده دختری امروزی بنام پرتی ( پريتی زينتا ) است که در حقيقت خيلی بيشتر از آن دختر روستائي خيال انگيز با امر هماهنگ است . امر عشق خود را به پس زمينه ذهن می سپارد و موافقت ميکند تا با پرتی ازدواج کند . مقدمات مراسم ازدواج فراهم ميشود اما سپس مگنا جلوی در خانه وی ظاهر ميشود و تقاضای محلی برای اقامت و کاری برای کسب درآمد می کند . امر او را در خانه خود اسکان می دهد و کاری در راديو سراسری هند برای او دست و پا می کند غافل از اينکه مگنا در واقع يک تروريست تربيت شده است و به دهلی آمده تا به تلافی آنچه روزی ارتش هند به سر مردم روستا و خانواده او آورده است يک عمل تروريستی انتحاری را انجام دهد ...... چهل دقيقه آخر اين فيلم بدون موسیقی است و بقدری پرتنش که شما را دچار کابوس ميکند . از سوئي سرگردانی امر که نمی داند با اين وهم به واقعيت در آمده چه کند و از سوی ديگر مگنا که حالا ناخواسته اسير محبتهای بی دريغ امر شده ولی نمی تواند آرمانهای خود را به فراموشی بسپارد .


dil-se.jpg


مشخصات فیلم :
تهيه کننده : اولین تولید INDIA TALKIES
کارگردان : Mani Ratnam
موسيقی : A - R Rahman
شاعر : Gulzar
بازيگران اصلی : شاهرخ خان ( Shahruk Khan ) ٬ مانيشا کويرالا ( Manisha Koirala ) ٬ پريتی زينتا ( Pretty Zinta )
و اما بشنويد که .....
* مانيشا کويرالا یکی از زنان بازیگر سینمای هند است که فیلمهای نا متعارف زیادی در کارنامه هنری خود دارد و این فیلم یکی از مهمترین آنهاست . بنظر من در بعضی سکانسهای این فیلم شاهرخ خان آشکارا در انتقال حس صحنه از او عقب می ماند .
* اين فيلم اولين فيلم پريتی زينتا است .
* ای - آر رحمان از نظر من يکی از زيباترين کارهای خود را در اين فيلم ارائه داده . می توانيد ترانه های زيبای فيلم Dil se را در اين صفحه بشنويد .
*برای اطلاعات بیشتر و دیدن چند عکس از فیلم می توانید به وب سایت فیلم Dil se مراجعه کنید .
*دوستانی که مایل هستند می توانند عکسهای بیشتری از فیلم را در این صفحه ببینند .
در آخر اينکه ديدن اين فيلم را به همه شما توصيه می کنم . اين فيلم يکی از محبوبترين فيلمهای من در سينمای هند است .


توضيح : اين ياداشت با نگاهی آزاد به اين صفحه نوشته شده است .

```````````````````````````````````

بعد از تحرير : یادم رفته بود بگویم که فيلم Dil se اولين فيلم هندی است که توانست رکورد فروش را در کشور انگليس بشکند .

/ 13 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

سلام. ممنون از نقدت. به نظر من هم فيلم دل سه يکی از بهترين فيلم های اخير در سينمای هند هست که کمتر مورد توجه قرار گرفته..برات آرزوی مؤفقيت می کنم. سبز باشی.

bahram

سلام بسيار زيبا نوشتی حالا که صحبت از مانيشا کورالای نپالی شد ميشه در مورد فيلم خاموشی هم بنويسی ؟

غزل

اين مانيشا کويرالای نپالی در واقع نوه پادشاه خلع شده نپال و در واقع يک ملکه است ......

pedram

بازم مثل هميشه عالی نوشتی.اگه در مورد فيلم کيا کهنا هم بنويسی عالی ميشه .راستی قرار بود در مورد آشوکا بنويسی چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

zahra

it was a nice article,but can i ask about a music ?i'm searching for the india and English music also,i think it's name is BUDA BAR.would u please give me some information about it?tnx alot.

پريا

سلام عزيزم ... ممنونم .. تو هم معلومه دختر ناز و خوبی هستی .. خدا هميشه پدر و مادرتم برات نگهداره ... برای کمک بالای وبلاگم تو بنر شماره حساب هست .. اگه ارتباط بيشتر می خواد .. به همون ميل بالای وبلاگ ميل بزن .. شماره يکی از اعضا رو بگير بده با مامان .. سلام هم برسون .. فدات عزيزم

باربد

يه سزی به سايت ما هم بزن آقا اگه لوگو بذاريم از شما ،متقابلا اين کار رو برای ما ميکنيد.

bahram

بله من ميدونستم

yekpanjere

دوست عزيز از لطفت ممنونم. اميدوارم هر دوی شما همينطور پرتلاش و زيبا نويس بمانيد.

maryam

سلام عزيزم.ممنونم ازاطلاعات خوبت.خسته نباشی.