نشريه پيام خليج در شماره مهرماه ۱۳۸۳ خود مطلبی دارد که دوست دارم نظر همه دوستانم را در مورد آن بدانم ...

قطعه ای کوتاه از يک پيرمرد ۸۵ ساله در آستانه مرگ
اگر می توانستم يکبار ديگر زندگی کنم آنوقت سعر می کردم اشتباهات بيشتری مرتکب شوم و آنقدرها هم بی عيب و نقص نباشم .
بيشتر استراحت می کردم و نادانتر از اين سفر می کردم . در واقع خيلی چيزها بود که من آنها را بيش از حد جدی گرفتم ٬ بايد ديوانه تر می بودم ٬ اگر يکبار ديگر به دنيا می آمدم شانس خود را بيشتر امتحان می کردم ٬ بيشتر سفر می کردم ٬ قله های بيشتری را فتح می کردم ٬ رودخانه های بيشتری را شنا می کردم ٬ به نقاط تازه تر می رفتم و بستنی های بيشتری می خوردم .
با مشکلات حقيقی رو در رو می شدم و مشکلات خيالی را کنار می گذاشتم . می دانيد ٬ من از آدمهايی بودم که لحظه به لحظه عمرم را محتاط و عاقلانه می زيستم ٬ اگر دوباره به دنيا می آمدم تمام لحظات زندگيم را از آن خود می کردم .
من از آن آدمهايی بودم که هميشه با دماسنج و کيسه آب جوش و بارانی و چترنجات سفر می کردم . اگر دوباره به دنيا می آمدم سبکتر سفر می کردم ٬ اگر زندگی از نوع تکرار می شد در سپيده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پياده روی می رفتم و در پاييز تا دير وقت به خانه برنمی گشتم ٬ چرخ و فلکهای بيشتری سوار می شدم ٬ طلوع خورشيد را بيشتر نگاه می کردم و اوقات بيشتری را با بچه ها می گدراندم .
فقط اگر زندگی تکرار می شد .
اما ميدانيد که نمی شود .

شما چه فکر می کنيد ؟

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معصومه

سلام.ميدونی شايد بعضی جاهاشو راست گفته باشه اما اگر همه اين کارهارو که گفته نکرده٬انجام ميداد ديگه الان ۸۵ ساله نبود که بخواد اينجوری بلبل زبونی کنه!!!الان بايد واسش هر شب جمعه شمع روشن ميکردن.

محمد(حرف هایی از دل زمان)

سلام :) ميدونی راست ميگه .... بعضی ها ميگن زمانی که دندان داشتم نان نداشتم حال که نان دارم دندان ندارم :)

tina

سلام امان از اين اگرهای موقع مرگ .اميدوارم اينقدر کار درست کرده باشيم که به اگر نرسه؟

Mahbub

سلام غزل جون من هم خيلی وقتها دوست دارم اينجوری که اين پيرمرد گفته زندگی کنم ! ولی نمی شه ! :)

roshanak

سلام غزل جون من هم دلم ميخواد عين ارزوهای اين پيرمرده زندگی کنم گاهی هم ديوانه تر حتی گاهی فکر ميکنم اگه مرد بودم خيلی زندگيم فرق ميکرد خيلی قواعد زندگی هست که ادم دوستشون نداره اما مجبوره رعايتشون کنه مخصوصا اگه توی جايی مثل ايران اگه ادم باشه منظورم اصلا بی بند وبار بودن نيست اما حسرت خيلی چيزها به دلم مونده دلم ميخواد خودم باشم اونطوری رفتار کنم که دلم ميخواد بی انکه نگران باشم الان فلانی چی فکر ميکنه بهمانی چی قضاوت ميکنه بدون نقاب ازاد و رها فقط خودم باشم نه هزار و يک کاراکتری که ادمها مجبورن مدام نقششونو بازی کنند

padideiemehr

از طرفی معصومه خانم راست ميگه از طرفی هم من با اين آرزوها موافقم گاهی ترسهای مختلف و احتياط اينقدر ما را از خواسته ها مون دور ميکنه که همشون در حد رويا باقی ميمونند...بنظر من ۱۰ يا ۲۰ يا ۳۰ سال زندگی با لذت که همه لحظه هاش را بچشی و حس کنی و همه اش خاطره ياشه ميارزه به ۸۰ يا ۹۰ سال زندگی که پر باشه از روياهای دست نيافته و درسهايی که از ديدن زنگی و خطر کردن ديگران گرفته شده...متن بسيار زيبايی بود...

پارسیبان

سلام غزل خانم به نظر من اگه دنیا اومدن یه هوس باشه برای یه بار بسه. من کارمو جدی شروع کردم. خوشحال می شم از نظرات شما استفاده کنم

طلا

چه جالب؟ اينا از گارسيا است؟نميدونم دقيق ولی يه جايی از يه نويسنده خوندم.راستی خوشحال ميشم سربزنی.

کیارش کاظمی

لطفاً ۱۰۰٪ به من سر بزن فقط سينما مطلبهای خوبی می نويسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امين

سلام.واقعا زيبا بود.يک بار زيستن يا کم است ويا زياد و کسی را نديده ام که از عمر خود راضی باشد!موفق باشی.